تبليغاتX
ارغنون
 
 
 



سلام اي چشم باراني ...

پناهم مي دهي امشب؟!

سوالم را كه ميداني...

پناهم مي دهي امشب ؟!

منم ان اشناي ساليان گريه و لبخند

و امشب رو به ويراني ...

پناهم مي دهي امشب ؟!

ميان اب و گل رقصان ...

ميان خار و گل خندان ...

در ان اغوش نوراني ...

پناهم مي دهي امشب ؟!



دل و دين در كف يغما...

و من تنها ...

و من تنها...

در اين هنگام روحاني ...

پناهم مي دهي امشب ؟!

نگاهت اشنا با دل ...

كلامت گرمي محفل ...

تو از چشمم چه مي خواني ؟!

پناهم مي دهي امشب ؟!



چه خوبه دوباره ديدنت... دوباره موندنت ... دوباره نفس كشيدنت

.............چه خوبه دوباره خواستنت ...........

چه خوبه چه خوبه چه خوبه

م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
اومدم نت كه واسه تحقيق روانشناسي تربيتي يكم سرچ كنم

اما يهو دلم واسه قديما واسه پست گذاشتنا قنج رفت...

دلم قديمارو ميخواد...

دلم شبنمو ميخواد ماري رو ميخواد فاطمه رو ميخواد بابا كلنگي نازنين نيما رو ميخواد

چقدر خوش بوديم باهم

بي هيچ بهونه و چشم داشتي

چقدر كه با نهيق كل ننداختم ...

پسره ي كچل پولدار... چقدر ميخنديديم وقتي متلك و ليچار بار هم ميكرديم

يا وقتي با سياوش پارسا از خاطرات مدرسه ميگفتيم

وقتي اتيشايي كه سوزوندمو ميگفتم شاخ در مياورد

خدايا ... چقدر خوشي ها زود از دستم رفت...

شبنم رفت.. ماري بي معرفت بي خداحافظي رفت.. بابا كلنگيم رفت... نازنينم كه ديگه

واسه خودش پرستاري شده...

نميدونم از بچه هاي قديم كي مياد بلاگم

اخه يه مدت در بلاگم تخته بود

اما اگه اومدين منو بيخبر نذارين

دلم براي همتون تنگه ...

براي همه ي شاديهاي مخفيانه و محرمانه

واسه اتيش سوزوندنا

چقدر دانشگاه جاي مزخرفيه

ديروز تو راه دانشگاه معلم تاريخمو ديدم ...همون كه منو نفرين كرد

ميخواستم بگم نفرينت عملي شد ولي انگار خودش ميدونست

چون خنديدو گفت پس توام معلم ميشي ؟؟!! اخ جان اميدوارم يكي  عين خودت گيرت بياد

منم فقط تونستم سرخ و سفيد شم !

حتي نتونستم جوابشو بدم

يادم افتاد چقدر سر كلاسش هنر نمايي كردم حركات موزون انجام دادم

تقلب كه ديگه رد خور نداشت

يه دفعه انقد ضايع تقلب كرده بود كه حتي جدول و نمودار و نوشته ي زير عكسو نقطه ويرگولو

همه رو گذاشته بودم ... بيچاره دبيرمون شاخاش زد بيرون

از همه ضايعتر اين بود كه گفت هنوز نخ بازي رو ياد نگرفتم!!

اخه ما سر كلاسش نخ بازي ميكرديم

شمع گل پروانه ... كش بازي ... منچ ... دووز...

خدايا منو ببخش...

الان كه دارم ميگم عرق شرم از صورتم جاري ميشه ... جووني و جاهلي

حالا ما .. با اين درجه ي جاهليت تبعيد شديم به ساختمان شماره 3...

واقعا جالبه !

راستي از همينجا اعلام كنم دلم براي ملوسم تنگ شده

نزديك به 10 ماه و 1 روزه كه نيومده ... هر كي دزديدش سريع بياره پسش بده

شوخيم ندارم !


 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
سلام علیکم

در ابتدا روز دختران رو به همه دوستان نتی تبریک عرض می نماییم

به پسران هم تسلیت میگیم چون روز پسر نداریم

تا مرد شدن بصبرین

 


تولدت مبارک ساریه جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم


عزيزم در پناه مهرباني ات جوانه زدم و با نسيم صداقتت به بار نشستم

و معنا و مفهوم زندگي را در با تو بودن يافتم ، بهترين بهانه زندگيم ،

يک دنيا عشق و محبت خالصانه مرا به مناسبت روز تولدت پذيرا باش . . .

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
 

من و تازه کن به بوسه ه  ه ه ه ه ه ه ه

من و دست گریه نسپار ر ر ر ر ر ر ر ر

 

زندگیم را واگذار می کنم

هر انکه طالب است بیاید

زندگی را واگذار می کنم

در یچه ی امید هایم بسته شد

تمام ...

دیگر نه به ستارگان نیازی هست

نه به صبا ...

او رفت ...

دیگر به اسمان نگاه نکن ...

THE END...

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
اینده ام .. امیدوارم در هر کجا که هستی و با هر که خواهی شاد باشی...

و زندگی رابدون توجه به مشکلات گذشته با موفقیت طی کنی..

و به قله سعادت دست یابی ... تا شاید به او هم دست یابی..

گوش کن به صدای دور دست من در مه سنگین اوراد سحر گاهی...

و مرا در ساکت ایینه ها بنگر..

که چگونه باز با ته مانده های دستهایم عمق تاریک تمام خوابهارا

لمس می سازم و دلم را خالکوبی می کنم

چون لکه های خونی بر دستهای معصومانه هستی

و تو همانی که وجودت از سیمرغ سحرگاهان است

که هر روز در افق مشرق پرواز میکند و اواز می خواند

برای او...

کسی که غروب غمهایت را به هر بهایی خریدار است

حتی بهایی به اندازه مرگ...

دوستدارت ...م.ر.ض.ی.ه.

عشق نفرینیست...

نفرین را به دل می خریم...

و تا مرگ ان را به همراه داریم...

تولدت را جشن میگیرم...

در کنار خاطره ها...

تنهایی بهترین کادوییست که می توان به توی خسته از من داد...

تقدیم به تو

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

 

دلم میخواست پناهی شوی برایم

دلم میخواست پناهی شوی

فقط برای من و گریه هایم

فقط برای من

افسوس

پناهم فروریخت و به دیگری پناه برد

افسوس که تنهایی هم پناهی جز من ندارد

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد               کس جایی در این منزل ویرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد           کس تاب نگه داری دیوانه ندارد

 

امروز دلتنگ تر از هر روزم و بی تاب تر از همیشه.

تقدیر و سرنوشت من را به بازی بیرحمانه گرفته بازی دوری و جدایی از تو،بازی تلخ فراق.

نمیدانم چه طور میتوانم تحمل کنم این درد را،چگونه میتوانم تحمل کنم لحظه لحظه های سخت انتظار را.

دلم به وسعت آسمان گرفته نمیدانی چقدر در نبودنت عذاب می کشم، نیستی تا ببینی بی تو روزها چقدر تلخ و عذاب آور است

نمیدانی ثانیه ها و لحظه ها چه بی رحمانه بر من میتازند،نمیدانم مجازات کدام گناهم دوری از تو بود مجازاتی که سخت ترین عذاب برای من بود

ای کاش میتوانستم برای یکبار بگویم دوستت دارم.................

برگرد که دیگر خسته ام از انتظارهای طولانی بی انتها .

امروز با هم بودن را تجربه میکنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را

پس امروزمان را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا.

 س.ا.ر.ی.ه.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

چه ساده و بي پيرايه مي نوشتيم براي هم به عشق و ياد هم
تا ثابت كنيم هستيم و خواهيم ماند
چه پستهايي گذاشتيم و چه قدر از دل ساده مان براي هم گفتيم
تا باور كنيم و بينديشيم كه كسي را داريم در اين دنياي تنهايي
به فكر هم هستيم به ياد هم نفس مي كشيم
وبر در و ديواره اتاقمان رنگ باهم بودن مي زنيم
وحالا پس از گذشت 1 سال و 3 ماه چه عاشقانه بهم مي نگريم
چه مهربانانه نوازش ميكنيم دستهاي خالي يكديگر را
و پر از فكر دوست داشتن مي شويم لحظات ناب باهم بودن
با شور و هيجان يكديگر را صدا مي كنيم و در اغوش مي گيريم
حالا ديگر همه ي دنيا ميدانند جريان اين دو عاشق را
حالا هر دو به اين باور رسيده ايم كه ساخته شده ايم براي هم
ديگر لازم نيس اثبات كنم
در چشمهاي مشتاقم همه چيز هويداست
همه چيز فرياد مي زند كه تورا دوست دارم
لازم نيست برايم ثابت كني
از لرزش صدايت برق نگاهت دست نوازشگرت حس ميكنم
سكوتت حرف مي زند و رفتارت هم
لالايي هاي شبانه ات..اخ كه چه ارامشي ميدهد
بدنم به لرزه مي افتد هرگاه مرا با كلمات عاشقانه ات صدا مي كني
حالا ديگر لازم نيست ستاره ها را ببينم
من ستاره ام را زميني كردهام او هم اكنون كنار من است
ستاره ي زميني من هميشه مرا دوست خواهد داشت
وچه لذتي دارد دلخوري از او چون او طاقت اخمهاي مرا ندارد و
انقدر مرا غرق در لذت مي كند كه تمام رنجش ها محو مي شود
من عاشق اين لحظه هستم
لحظه اي كه ميبينم او هنوز به بودن با من عشق مي ورزد
لحظه اي كه تولد دوباره عشق ماست
ومن دوست دارم كه هر لحظه از او قهر كنم و او دلجويي كند
چه مهربان و سخاوتمند است ستاره ي من
صدايش در گوشم از موسيقي دلنشين تر است
صدايش گرم و دلنشين است
او...صدايش...نگاهش...دستانش...گرماي وجودش...
مهربانيش...قلب و دل و جانش....همگي مال من است

 

و......اخرین پست

دلم برای همه تنگ میشه مخصوصا واسه ماری جونم

روزای خوبی باهم بودیم مرسی که بهم سر می زدید

امیدوارم شاد و پیروز باشید

نظرارو میامو میخونم کاری داشتید بنویسید حتما جوابتونو میدم

و یه جمله اخر برای کسی که الان بودنم اینجا به خاطر اونه

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

م.ر.ض.ی.ه

در پناه حق

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

ببين چه اندوهگنانه از برابرت مي گذرم
ببين
كه چگونه بي دوست و تنها مي گذرم
تنها مثل پرنده اي بي بال
در اسمان غروب
اري من و تو پايان قصه هاي تلخ تاريخيم
من و تو انسان همه طوفانهاييم
اگر چه چنديست چشمانت
خيس از شبنم اشك است
اما بخند
به خاطر لحظه هاي خوب هم كه شده

بخند و بدان دوستت دارم

 

تولدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککک

یکی در ارزو ی دیدن توست

یکی در حسرت بوسیدن توست

ولی من ساده وبی ادعایم

تمام هستیم خندیدن توست

م.ر.ض.ی.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

دیشب باز بارون اومد..

بازم تق تق خوردن قطره هاش بهم فهموند که خواب نیستم

بازم بهم فهموندن که تو نیستی و نخواهی بود

دیشب بارون اومد

اما اینبار نه تو گریه کردی نه من

بازم بارون اومد و من تنها خیس شدم

دیشب باز بارون اومد..

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
باد وزید ....بوی رفتنت امد....من تورا خواستم....

باد وزید.....

نگاهمان چه سخت بهم گره خورد ولی تو بی اعتنا رفتی....

باد وزید...

و دیگر هیچ.....ان زمان که تورا خواستم باد وزیدن گرفت....

و همچنان باد می وزد...

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
برای مرضیه کسی که هیچ وقت شناخته نشد کسی که هیچ وقت او را ندید هیچ وقت او اورا نخواست

و هیچ وقت طعم با او بودن را نچشید

دل شکسته رو عزیز دل شکسته میشناسه..

گریه ی پنهون شب و نگاه خسته میشناسه...

حتی اگه هیچی نگی سکوت تو پر از غمه..

خنده ی بی رنگه لبات معنی اشک نم نمه...

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
گذر زمان مرا از خاطر تو خواهد برد ایا مرا فراموش میکنی

اری لازم نیست تو پاسخ بدهی خودم میدانم

سرم را تکان میدم باز این افکار ازار دهنده را روبرویم میبینم

کاش درک میکردی چه روز های زجر اوری را تحمل می کنم

غم نبودنت غم بیماری غم..

و اشکانم مرا در نبودنت یاری می کنند تسلی می دهند

اما هیچ کس جز تو مرا ارام نمی کند

و تو می ایی و خانه ام گلباران میشود اری تو می ایی و خانه عطر حضورت را پیدا می کند

و چه بوی خوبی..بوی گل های شب بو..بوی مهربانی و حضور...بوی تو

م.ر.ض.ی.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
نمیدونم چرا همیشه تو اوج خوشحالی میخوره تو حالم

اخ اگه بودی اینجور نمیشد اگه منم یه کسیو تو این دنیا داشتم اینجور نمیشد

نمیدونم چرا تقدیر ما اینجوری بود ولی بود

دلم این روزا پره....خیلی....هرگز دلم نمیخواد ادامه بدم میخوام قطع بشه این زندگیه لعنتی

دلم میخواد اب شم برم تو زمین...میخوام فرو برم و نباشم

اما اگه من نباشم کی متوجه میشه حتی توام بی اعتنا میگذری

توام بی اعتنا میگذری و این عذابه...

خدا عذابم میکنه...اخ اگه بودی...من انقد تنها نبودم من حسرت اینارو نمیخوردم

اگه بودی قبولیمو جشن میگرفتم.. با تو ... تو که تمام شب با منی

م.ر.ض.ی.ه

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

اگه دستام خالی باشه   اگه باشم عاشقه تو

غیر دل چیزی ندارم   که بدونم لایق تو

دلمو از داره دنیا    به تو هدیه داده بودم

با تموم بی پناهی   به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد   همه زجری که کشیدم

همه رو به جون خریدم   ولی از تو نبریدم

شاید نشود بگویم چه بر ما گذشت

شاید نتوان وصف کرد حالمان را شاید هنوز هم نشود باور کرد اما....

همین کافیست برایم که هنوز لالایی شبانه به راهست و بوسه های بامدادی

مرا در مناجات هایت به یاد بیاور منی که با سلام تو زنده میشوم

مرا به یاد بیاور و به یاد بسپار همسفر

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

حالا همه با هم دست دست....هوشت هوشت

خدايي حال مي كنين وبلاگوووووووووووووو...
همش يا تولد يكيه يا تولد يكيه!!!!!!!!
اما ايندفعه تولد يه كس نيس
تولد همه كس يه ادمه كه تو اين دنيا فقط اونو داره
تولد يه جيگر مهربون و بد اخلاق و قر قروووووووووو عين پيرزنااااا
happy brithday my dear.......


تمام يك سال گذشته در لحظه لحظه زندگيم تو بودي
زماني كه ازت ناراحت بودم
كاش حس منو به بازي نگيري
از اونجا كه پرفسور مرضيه ميگه
عشق يعني انفجار احساسات
پس احساساته منو پذيرا باش
1.....2.....3......
بووووووووووووووووووووووس
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ
كيييييييييييييييييييييييييييييييييس
اييييييييييييييييييييييييييييييييي
لاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو
يوووووووووووووووووووووووووو

 

واماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
كادوي تولد و ردكن بيااااااااااااااااااااااااااااااااااد
دهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چي ميگي؟
اهان تولد تو اره راست ميگي
يعني منظورت اينه كه من بايد كادو بدم؟
چه حرفا دوره و زمونه عوض شده هاااااااااااا
خب ديگه از من چه كادويي بهتر ميخواستي؟
به اين خوبي ماهي گلي ماماني
لپ كلام خيلي دلتم بخواد.....
1367/04/25
تولد مبارك
20 سالت شدااااااااااا پير شدي ديگه وقت نوه دار شدنته

با ارزو ي بهترين ها
م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
روزگاريست که هم صحبت من تنهايي است     يار ديرينه من درد و غم رسوايي است
عقل و هوشم همه مدهوش وجودي نيکوست   ولي افسوس که روحم به تنم زنداني است
 چه کنم با غم خويش؟؟؟
که گهي بغض دلم مي ترکد     دل تنگم ز عطش مي سوزد
شانه اي مي خواهم که بگذارم سر خود بر رويش و کنم گريه که شايد کمي آرام شوم
ولي افسوس که نيست.....................

کاش هرگز در محبت شک نبود
 تک سوار مهرباني تک نبود
کاش بر لوحي که بر جان دل است
واژه تلخ خيانت هک نبود
زندگي کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند که بشکنند  آنچه از روزگار
به دست مي آيد  با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود
فردا خورشيد طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم.........
يک قلب پاک از تمام جاذبه هاي جهان زيباتر است.
در قمار زندگي عاقبت ما باختيم    بس که تک خال محبت بر رفيق انداختيم
ميدوني مرضيه جونم صفاي ما پابرهنه ها چيه؟اين که ريگي به کفشمون نيست
ولي اينا رو بي خيال اينو بچسب
شکوفه هاي صورتي فداي مهربونيات
يه دل که بيشتر ندارم اونم فداي خنده هات.
همه عشقم براي تووووووووووووووو                    

س.ا.ر.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

 

 

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت 
كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت
كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست
 با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت
كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان
داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت
 كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود
 كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت

 

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
چه میشد خدایا چه میشد اگه ساحلی دور بودم

پشیمون از حرفام

دلم هرگز اونارو نمی بخشه هرگز

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
همه باهم دست دست :-" هوشت هوشت

حالا بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بابا ما همش یه ده بیس روز نبودیماااااااااااامیدونم هیچ کدوم باورتون نمیشه من نباشم همش

تو  نت پلاس بودممن شرمندم من نادممدعوا نداره که حالا بیا ماچ مالی

خلاصه اینکه دم همتون گرم گرم مثل گرمای تابستون

حالا برین تو کار کف جانانه یه خبر بدم بهتون

امتحاناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام تموووووووووووووووووووووووووووم شددددددددددددددددددد

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااحالا دوباره دست دست

قربونم برین همگی دعوام نکنین به نوبتخانوم اول شما نه اون یکی اهان بله با شمام

حالا شما اقا اره اره خودتو میگم قربونم برو یالا یالا

اینم یه عسک خومشل از سایت گیشا

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
من تموم قصه هام قصه ي توست
اگه غمگينه اون از غصه ي توست
يه دفعه مثل يه اهو توي صحراها رميدي
بس كه چشم تو قشنگ بود گله ي گرگ و نديدي
دل نبود توي دلم تورو گرگا نبينن
اونا با دندون تيز به كمينت نشينن
الهي من فداي توچيكار كنم براي تو
اگه توي بيابونا يه خار بره تو پاي تو

يه دفعه مثل يه شمع داشتي خاموش مي شدي
اگه پروانه نبود تو فراموش مي شدي
اره پروانه شدم كه پرم سوخته شه
تا اتيشه دلتو به دلم دوخته شه
كه بسوزه پرو بالم كه راحت بشه خيالم
دارم از تو مينويسمتوكه غم داره نگات
اگه دوست داشتي بگو تا بازم بگم برات
انقده ميگم تا خسته شم با عشق توخسته شم

 

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
دلم ازین ادما ازین روزگار ازین دنیا گرفته

دلم ازین همه دروغ گرفته ای خدا ...

دلم پره... کجاست اونی که یه روزی فکر می کردم فقط منو می بینه

رفت...خیلی زود تر از اون چیزی که می گفت

رفت...همونی که اگه کوچیکترین گلایه هم می کردم دلش می گرفت

رفت...اونیکه می گفت همیشه هست حتی اگه من نباشم

خدایا دلم ازین ادمات ازین بنده هات گرفته

خدایا کاش منو ببری زودی ببری که من دیگه تحمل ندارم

خدایا من ازین به بعد دل همه رو می شکنم

به همه بی وفا میشم و با منت محبت می کنم

خدایا ازین دنیات متنفرم

خدایا...راضیم به رضایت توام ازم راضی باش...

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است غمی نیست

همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست

از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ
گريه کردم و نوشتم نازنينم يا تو يا من
به تو گفتم باورم کن ميون اين همه ديوار
تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدانگهدار
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت زخمي از آوار پاييز
فکر چشماي تو بودم با دلي از گريه لبريز
شب عاشقونه من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم بايد از تو مي گذشتم
وقتي از غربت چشمات مي نوشتم
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

س.ا.ر.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

من بی تو هیچم تو باورم نکن

خیسم ز گریه تنها ترم نکن

عاشق نبودم تا با تو سر کنم

اتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم

اگه بی تو زنده بودم

تو بمون که بی تو غصه میخورم

اگه دل به تو نبستم

اگه این منم که هستم

ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شکوه دارم از تو

اگه بیقرارم از تو

تو بمون که اشیانه ام تویی.....

م.ر.ض.ی.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
با همه قهرم با همه....................

هیچ کس  منو  نمی فهمه.....

نمی خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بسه دیگه.......

اینجا رو دوست ندارم.....

بدم میاد....

دارم بالا میارم.....گلاب به روی همتون

خسته ام...

دیگه کم کم باید تعطیلش کنم....

خسته شدم....

برو بمیر...!!!!!!

خانوم اجازه! برو گمشو!...امروز ...با من قهر کرده است..متاسفم

بچه ها این شماره ی یه پسر باحاله با پراید مشکی

زنگ بزنین باهاتون دوست میشه..۰۹۱۲....

خانوم اجازه خیلی حرف میزنیا  نیام اونجا حالتو بگیرم!!!!!

خانوم اینا رو دیورا تقلب نوشتنا چقدر کوری نمی بینی؟

خانوم میری بیرون یا بیرونت کنم!

اینا رو دیوارای مدرسه ایی نوشته شده که من درس میخونم

خدایی مدرسه رو حال کنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

حتی شب گریه ها هم ارامشی برایم ایجاد نمی کند

من تورا گم کرده ام

کجایی؟ در این شب و تاریکی مرا تنها گذاشته ای

به کدام گناه اینچنین محبتت را دریغ کرده ای ؟ از من...

قرارمان این بود که مرا پناه باشی

اری سوگند خورده بودیم

به جانمان و مهرمان

اه سوگند....

تو را گم مرده ام ای سر پناهم چرا؟

نشانی از خودت برایم نگذاشتی

دلت امد؟

تو را گم کرده ام

خریدار شب گریه هایم باش لطفا

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

نمي دونم چرا دنيا رو بد ساختن کسي رو که دوست دارم منو دوست نداره
کسي که منو دوست داره من دوسش ندارم اما کسي که من دوسش دارم و اونم منو دوست داره
به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيم

عاشق هر کس شدم او شد نصيب ديگري    دل به هر کس دادم او هم زد به قلبم خنجري
من سخاوت ديده ام دل را به هر کس ميدهم     شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

زندگي زيباست زشتي هاي آن تقصير ماست   در مسيرش هر چه نا زيباست آن تدبير ماست
زندگي آب رواني است روان ميگذرد       آنچه تقدير من و توست همان ميگذرد

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد و باز من ماندم و تنهايي
تنها همدم و سنگ صبورم.
آرام اشک ميريزم تا سکوت اين خلوت عاشقانه نشکند گاه دلتنگ با دوست بودنم و گاه به جاي آناني که برايم
دل نسوزاندند براي خودم دل ميسوزانم.
خنده تلخ آدما هميشه از دلخوشي نيست گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست
گاهي دل اونقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدر غم مياره

س.ا.ر.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
این وبلاگ در دست تعمیر است

فعلا این نویسنده{مرضیه} در حال تغییرتفکرات خود می باشد

این اتفاق با نظر یک دوست قدیمی در حال انجام است

فعلا مرضیه خداحافظی می کنه از همتون

تا ببینه که کی درست حسابی می تونه بنویسه

انگاری از نوشته هاش برداشت منفی شده

خداحافظ دوستای گلم

فعلا....................

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

 

سلام سلام سلام

خوبین که؟؟!!

ولنتاینتون مبارک باشه و این حرفا

 

ساریه خانوم به جای اینکه هی با دوستات بری ددربشین خونه پست بزار

تو خجالت نمی کشی؟ حیا کوووووووووووووون

.........................................................................................................................................

اگه یه روز ارزو کردم دستتو بگیرم

اگه دلم خواست خودمو تو اغوشت رها کنم

اگه دلم خواست بهت حرفمو بگم

کجا می تونم ببینمت

کجا می تونم ببینمت

اگه من از این دنیا تورو ارزو کنم

اگه از خدا فقط با تو بودنو بخوام

اگه خدا قبول کنه

کجا می تونم ببینمت

اگه کسی دلمو بشکنه

اگه بخوام سرمو رو شونه ات بزارموگریه کنم

اگه دلم واسه گرمی دستات بتنگه

کجا می تونم ببینمت؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
خدایا اینی که اینجا نشسته خسته است

میخواد بره ببرتش هر جا بردی بردی ولی ببر

خدایا این بنده ات بد جور مرده

دیگه نمیتونه زنده شه نمی کشه ببرش

خدایا دیگه نمیتونه حرف بزنه

 اصلا خدایا بیخیال شو

خدایا نه نه ببخشید غلط کردم بیخیالش نشو تو تنها کسی هستی که بیخیالش نشدی

باشه؟اگه توام بیخیالش شی که دیگه نمیشه

باشه؟خدا جون باشه؟

دیگه بیخیالش نشو

م.ر.ض.ی.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

اهای خبر خبر خبر... داره میادش از سفر

اونیکه یه روزی بی خبر...از پیشه من رفته سفر

اونیکه تو جاده های عشق.....هیشکی نداشت ازش خبر

خدا کنه دیر نکنه.....تو جاده ها گیر نکنه

خدا کنه که زود بیاد.....هر جا که هست و بود بیاد

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

صدای تیک تاک ساعت با صدای زنگ تلفن مخلوط !!!! می شود....

۱...۲...۳...

با سلام لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید...

صدا از پشت تلفن:الو...

الو...

چرا جواب نمیدی ؟ مگه نخواستی باهم حرف بزنیم الو...

دخترک بی حال-الان؟دیگه خیلی دیره! چرا الان اخه؟؟؟

صدا:الو...گوشی و بر دار...تهدیدتو جدی نگرفتم....خر نشی

میخوای نظرمو جلب کنی بکن اما نه با این حرفا...

تو اینکاره نیستی....

الو...لعنتی گوشی رو بردار..ببین خوب گوش کن...من...اصلا به من چه هر غلطی میخوای بکن...

دخترک-اره همیشه همینو گفتی هر جور دوست داری فکر کن

اما اون موقه مودبانه میگفتی هر جور دوست داری

الان میگی هر غلطی میخوای!!چقدر شبیه هم!!!!!

صدا:الو...بابا میخوام حرف بزنم توضیح بدم...

دخترک-دیر شده من دیگه وقت ندارم مثه تو که برام وقت نداشتی یادته؟؟؟

صدا:الو...باشه خداحافظ!!

-اره منم خداحافظ خداحافظ زندگی...خداحافظ عشق من....

صدای تیک تاک ساعت سکوت خانه را پر می کند...دخترک به خوابی ابدی می رود...

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه......تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غير ممکنه
بي تو هر شب اشک من از ديده ميبارد   در سکوتي تلخ   دست سردم گرمي دست تو را احساس ميدارد
در حباب اشک....ديدگانم لحظه ي ديدار ميبيند   آتشين لبهايم از باغ لبانت بوسه مي چيند
  مژه بر هم ميزنم افسوس    بار ديگر خواب ميبينم   بر حرير آرزوها   مينويسم عشق من برگرد  
بي تو از دنيا گريزانم    بي تو از اندوه ميميرم.
ديشب فرياد برآوردم چه کسي همدم من ميشود تا تنهايي ام را با او قسمت کنم؟ فقط سکوت بود و سکوت.امشب وجود خسته
و پاييزي دلم احساس ميشود دلم غمگين است و جاي خالي لحظه ها جان ميسپارند و ميميرند
لحظه هايم پر شده از احساس مرگ و تنهايي و سکوت
آن که ميگفت منم بهر تو غمخوارترين        چه دل آزارترين شد چه دل آزارترين
خيلي سخته که بغض داشته باشي اما نخواي کسي بفهمه خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني
خيلي سخته که...... خيلي سخته که غرورتو به خاطر يه نفر بشکني بعد بفهمي دوست نداره خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي
اما اون بگه نمي خوامت........................
اگه تا روز قيامت داشتنت نباشه قسمت       چشم به راه تو ميمونم با دلي پر از صداقت
اگه با اشکاي گرمم دل سنگ برام بسوزه         اگه جسم من بپوسه بعد دنياي دو روزه
اگه نقش قصه ها شي مه روي قله ها شي     بري و از من جدا شي اگه باشي و نباشي
نه فقط عاشقت هستم مرحمي رو قلب خستم   اين تويي که مي پرستم سر سپرده ي تو هستم
چه قدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن.........
اگه ميدونستي چقدر تنهام هميشه برام اشک ميريختي،اگه ميدونستي هميشه اشک ميريزم هيچ وقت تنهام نميذاشتي!
ميخوام از تو بنويسم که نگي رفتي نموندي     نگي بي وفا شدي توي راه نرفته موندي
ميخوام از تو بنويسم که نگي طاقت نداشتي       نگي تا آخر رويا منو تنها جا گذاشتي
آخه اين مرام من نيست غم تو لحظه هات بيارم   اگه حتي بي بهونه اشکامو هديه بيارم
توي اين قلب غريبم تا هميشه يادگاري...............
س.ا.ر.ي.ه
  
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
خدايا گر تو درد عاشقي را مي کشيدي   تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي
تو هم چون من به مرگ آرزوها مي رسيدي  پشيمون ميشدي از اين که عشق رو آفريدي
خدايا چرا ادما حرفايي رو که زدن خيلي زود فراموش مي کنند انگار نه انگار که دارن با سرنوشت يه نفر بازي ميکنن؟
ميان و دل رو ميبرن و ميرن ميان و دل رو ميبرن و بعدش هم اونو ميشکنن و دورش ميندازن
انگار نه انگار که اين دل مدتي هر چند کوتاه خونه خودشون بوده انگار نه انگار که خودشون روزي ميگفتند که هر وقت تنها شدي و ديدي که کسي نيست به حرفات گوش بده
من کنارت هستم و پا به پات اشک ميريزم چي شد پس؟اين بود همراهي؟اين بود رسم دوستي؟
خدا شاهده که چه صادقانه و چه خالصانه همراهي کردم لحظه هام چقدر با يادش گذشتند
خدايا تو خودت شاهدي که راضي به آزارش نبودم خالصانه قلبم رو تقديمش کردم اما افسوس که قدرش رو ندونست
هميشه از محبت و عشق حرف ميزد اما ندونست که قلب عاشق چقدر حساسه و چقدر زود ميشکنه
من که در حقش بدي نکرده بودم من که آزاري نداشتم گناه من دل سپردن به اون بود همين .
لعنت به اين روزگار......لعنت به اين دنيا
هرگز انتظار ندارم مرا همان قدر دوست داشته باشي که دوستت دارم اين توقعي است غير منصفانه
من بايد عاشق تو باشم در حد ممکن عشق و آرزومند آن باشم که مرا بخواهي هر قدر که مي خواهي.
ميخوام شکايت بکنم از تو به چشماي خودم    که از روي ديونگي بيخودي عاشقت شدم
امروز بد جوري دلم گرفت الان فقط به اين جمله رسيدم که:
هر وقت کسي رو واقعا دوست داشتي و خواستي بدوني طرف مقابل هم دوست داره يا نه تنهايش بگذار
اگه واقعا عاشقت باشه بر ميگرده و اگه برنگشت بدون از اول دروغ گفته و
هيچ وقت دوست نداشته
س.ا.ر.ي.ه
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

اکنون تو اینجایی

 

گسترده چون عطر اقاقی ها...

 

در کوچه های صبح...

 

بر سینه ام سنگین...

 

در دستهایم داغ...

 

در گیسوانم رفته از خود ..سوخته ..مدهوش..

 

اکنون تو اینجایی

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

باز هم شب فرا می رسد

کسی در کوچه ی دلم پا میگذارد

مرا صدا می زند

اهای ......

ومن از هیبت صدایش به لرزه می افتم

باز در گوشم زمزمه می کند

مرا از خودش میخواند

می خوانمش

به پیشم می اید

در گوشم باز زمزمه می کند

و من مدهوش از عظمتش در نگاهش غرق میشوم

مرا با خودش می برد

ومن از همه ی غمها رها میشوم

م.ر.ض.ی.ه

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
این روزها کسی به من گوش نمیدهد

حتی تو.....

من که حق اعتراض ندارم

پس سکوت میکنم.....

کاش برایم بمانی

......فراموش شدگان هیچگاه فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند.......

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

بر برگ برگ دفتر زندگی ام

حک شده

سکوت

پس سکوت می کنم تا شمع وجودم را

ذره دره خاموش کنی!

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

 

بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد
در سكوتي تلخ
دست سردم گرمي دست تو را احساس ميدارد
در حباب اشك
ديدگانم لحظه ي ديدار مي بيند
اتشين لبهايم از باغ لبانت بوسه مي چيند
مژه بر هم مي زنم افسوس
بار ديگر خواب مي بينم
بر حرير ارزو ها
مي نويسم عشق من برگرد!
بي تو از دنيا گريزانم
بي تو از اندوه ميميرم

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
۱....

۲....

۳...

ومن پا به این دنیا نهادم

به همین سادگی....

برای امتحانی سخت و دشوار....

برای زندگی....!

من امدم برای بار هجدهم تا باشم و باشم

هجده بار ....

هجده بار تولدی دوباره

ومن زاده شدم....امروز هم زاده شدم

و من زاده شدم...

اینم مطلبیه که ساریه جون می خواست واسم بذاره

ببخشم گلم اگه اونی که خواستی رو نذاشتم راستش این بیشتر به دلم چسبید


اندازه ي تمام گلبرگ هاي دنيا! اندازه تمام شاپركها! وگلهاي سرخ و نارنجيو سفيد دنيا!
اندازه ي تمام عاشقاي دنيا! اندازه ي تمام هفتا اسمون دنيا!اندازه تمام پرستوهاي دنيا!
اندازه ي تمام دلاي مهربون دنيا!دوست دارم مرضيه جونم!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
 

دلم را دار خواهم زد....

در این معبد

در این تنها تجلی گاه نیک وبد

در این صحرای اتشناک صدها عابد و موبد

در این غوغای بی اندازه و بی حد

بروی پشته ای از استخوانها جار خواهم زد

دلم را دار خواهم زد....

دلم را دار خواهم زد....

پ.ن.سلام به جان خودم اگه میدونستم این پست تولد انقد جار و جنجال به پا می کنه

نمیذاشتمش.....

خلاصه اینکه اومدم بگم اولا انقدر به خواستگارای دم در صف کشیده بنده گیر ندید

دوما اینکه عشقی و عاشقی دیگه نیست هر چی هست فقط یه دوسته همین !من خودم فکر می کردم

بود که نباید اینکارو می کردم من فقط باید به جای خودم تصمیم بگیرم

اون بعضیای اخرشم به هیچ کدوم از شماها مربوط نمیشه

ایشون خودشون همین جوری نگفته خودشو فدا می کنه و من اشتباه کردم که همچین چیزی نوشتم

اما فقط بحث شوخی بود و همین جا ازشون معذرت می خوام

در ضمن یه مدتیه نتم سهمیه بندی شده به خاطر درس کمتر میام اپ کنم اما بهتون حتما سر می زنم

در پناه حق

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
براي تو از همه خواهم گذشت

 

چشمانت راز اتش است
و عشقت
پيروزي ادميست
هنگامي كه به جنگ تقدير مي شتابد
و اغوشت
اندك جايي براي زيستن
اندك جايي براي مردن
بگذار چنان از خواب برايم
كه كوچه هاي شهر
حضور مرا دريابند
بگذارسپيده دم
با دستهايت بيدار شوم


سلام به دوستان گلم

ممنونم بابت حضورتون تو بلاگ ما و

ممنونم كه تو جشن ما شركت كرديد

از نظراي مهربانانه شما ممنونم

اميدوارم بتونم جبران كنم

در پناه حق

م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

آره امشب شب شادي و شور
شب عشق شب جشن و سرور
امشب آسمون پر از ستارست
ماه خوشگل من غرق نوره((((((((اخه تولد ساريه جونمه)))))))))

امشب همه جمعند توي خونه
پره رو دامنت گلاي پونه
عطر تن تو عطر بهار
چقدر دوست دارم خدا ميدونه
(((((((((((((اميدوارم دوستامو بقيه دخي خاله ها و عشقم حسوديشون نشه))))))))))))

حالا نوبت فوت کردن شمعاس
ميدرخشي تو جمع مث الماس((البته اون درخشندگي ماله منم هست ها))
همه بگن مبارک ايشالله((مبارك ايشاالله))
تولد تو جشن همه گلهاس
تولدت مبارک گل پونه
گل عزيز من يکي يدونه
همه ترانه هام پيشکش چشمات
دلم ميخواد فقط از تو بخونه(((((((((((((تولدت مبارك گل پونه)))))))))))))

 

زاده شدي در فصل سرد
                                          ليك با قلبي گرم
                                                                      دوستت دارم
                                                                                            تولدت مبارك
حالا بيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا........
بزن به افتخارش!!!!!......هوشت!!!!......هوشت.....!!!!!(ببخشيد نيس كه من بچه مثبتم بلد نيستم سوت بزنم)!!!!!
اينو  يواشكي خودت بخون
"عزيزم همين پست و به عنوان كادو قبول كن ديگه!!((مجبوري قبول كني!!))
چون من با كمبود منابع مالي مواجه شدم بس كه كارت شارژ و نت خريدم!!
اما قول ميدم دانشجو شدم,(اي خدا الهي امين)
مدركمو گرفتم(فكر كن!!!!!) .....,رفتم سر كار(عجب توهمي!!!!) ......,
اقامون اجازه داد(البته من كه عجله ندارم ولي دم درمون ديدي كه صف كشيدن!!!)....,
برا روز تولدت كادو بخرم "
قول قول قول
اجالتا اين بوسو داشته باش تا بيام خونتون واقعي ببوسمت(اگه افتخار دادم)
بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس
((((گريه نكن كادو هم واست ميارم عجب دختر خاله با گذشتيم الهي فدام شي...))))
اينم به افتخار دوتاييمون!!!!!!
تو قشنگي مثه شكلايي كه ابرا مي سازن
گلاي اطلسي با ديدن تو رنگ مي بازن
اگه مرداي تو قصه بدونن كه اينجايي
واسه ي بردن تو با اسب بالدار مي تازن
خوبه كه نمي دونن نه؟!؟متقاضي زياد ميشد ديگه خيلي سرمون شلوغ مي شد!!!
در پناه حق
اوني كه هميشه دوسش داري ((مطمئنا"))و دوست داره((مطمئنا"))
 م.ر.ض.ي.ه
راستي ((بعضيا)) قربونت برن....

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
سلام خوبين؟

اومدم بگم مي خوام خودمو تغيير بدم

از اين دنيايي كه واسه خودم ساختم خستم اونم خيلي

اومدم بگم ديگه واسم مهم نيست

اومدم بگم كه زدم به سيم اخر

ديگه چي ميخواستم بگم؟؟

خيلي وقته كه حرفامو فراموش مي كنم

مسخرشو دراوردم ميدونمو اعتراف ميكنم

حالا چيكار كنم مثلا؟

سر كلاس امروز عينهو يه بچه مثبت رفتم داوطلبانه!!!!! درس جواب بدم

كل كلاس دهن ها باز چشا گرد شده منو نگا مي كردن

عينهو ادم نديده ها

بعد منم گند زدم به ريخت و قيافه هر چي داوطلبه!!

شرمنده همه بچه مثبتا هم هستيم

هيچي ديگه شاهكارمم اين بود كه از ۱۰ شدم ۸

چي؟تاريخ!!! فكر كن

خودمم توش مونده بودم نه اينكه بد باشه هاا از سرمم زياده منظور

اصلا اومده بودم چي بگم؟

اومدم بگم بابا اينا هم گندشو در اوردن با اين بازيشون

چيه مساوي؟حال نميده؟تازه هيچ اتوبوسي هم خراب و داغون نشد

اصلا نچسبيد ميگم ادما تا بچه هستن حال ميكنن نه؟

بزرگ كه شدن هيچي بهشون نمي چسبه همه چي مسخره مي شه

بعد اها ماري جونم اين عكسم تقديم به شما گل وگلابم كه از اينا دوس داري

بعد اها ناراحت نشين ها

شما همتون با حالين منو خبر ميكنين كه اپين اما من اصلا امروز حال و حوصله ندارم

فلسفه بعد تاريخ الان له شدم زير باره درس خستم

زورم نزنين نظر خواهيش قطه!تو پست پايينيه نظر بدين ممنون ميشم ندادين هم كه هيچ...

باقي هم نداره بچه برو به كارو زندگيت برس درس نداري؟؟؟

با اعلام شرمندگي از عزيزاني كه محصل نيستن منظورم به اين برو بچ همسن بود

تقديم به ماري جونم

فقط به عشق ماري جونم و شبنم گلي كه به هر دوتاشون ارادت دارم

و عزيزك خود خودم.....

در پناه حق

م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
 تقديم به عشق قشنگم:
در اين گوشه پژمرده، نوشتن از زيستن کار سختي است
هواي مسموم اينجا هر که را که زنده باشد، نابود مي سازد
اينجا تاريکي نقاب به صورت دارد
نقابي از روشنايي و گاهي آنقدر تاريک است که باور خود غير ممکن است
گاهي باران مي بارد و همراهش مي بارم
بازيچه دنيا شده ام و خود بي خبرم
کاش لبريز مي شدند، حرفهاي حاکي از خوشبختي
و مي شستند با خودشان، هر چه را که خبر از نيستي مي دهد
کاش روزي دست عاشقي نوازشم کند
کاش بار ديگر گل ها برويند
و در گوشه اي از آسمان شب،مهتاب، سايه روشني را سمت من بتاباند
کاش آسمان آبي بود ، آنگاه سقفي داشتم به پاکترين رنگ
کاش پرنده اي مال من بود، تا مي بستم به پايش پيغامي را به سمت خورشيد
کاش شاخه گلي مال من بود تا آن را به کوه ها هديه بدهم
و کاش دريا مال من بود تا چشمان نمناکم رابه او مي سپردم تا با خود ببرد
تا ابد الاباد.
س.ا.ر.ي.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
بهت گفتم

 

هورااااااااااااااااااااااااا

به افتخار خودمو خودت

دیدی بلاخره گفتم؟

هم خودمو خلاص کردم هم تورو

حالا حتما کاملا باورم کردی

بهت گفتم

مگه می تونستم نگم؟

تو انقد خوبی که ادمو به حرف میاری

بهت گفتم دیشب

شنیدی؟

چه اخی گفتی تو دلت

من شنیدمش

بهت گفتم الانم می گم

......خیلی دوست دارم

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
براي او
آن شب،
تو به من لبخند ميزدي و من
از پس نگاهت به همان بغضي چشم دوخته بودم که سال ها آزارت ميداد.....
برايم سخت بود...... اگر نباشي چه خواهم کرد؟
دستهايت را ميفشردم
روح تبدارت انگار ميان دستهايم بود!
يادت هست؟
چه لطافتها که سر شاخه دل موج ميزد.... !
آن شب
من نمي دانستم، شايد، ديگر
تو هنوز به من لبخند ميزدي.... من هم
اما
تو هم خوب ميدانستي ، در دلم چه ها که بر پاست
آنگاه که دستهايمان از هم جدا ميشد،به شوق فردا،که دوباره مي بينمت ،رفتم
و در آخر
نگاه خيره ات به من،..... نمي داني آن شب با دل من چه کردي؟؟؟
من نمي دانستم..... آخرين نگاهت بود؟؟
زيباي من
هر کجاي اين آسمان که هستي
ببين نگاهم را ،ببين که دوستت داشتم.... هميشه....کاش ميگفتم
دستهايم 
هنوز بوي تو را ميدهند..................
......................................................
براي دوست داشتنت دنبال هيچ بهانه اي نيستم
اين را بدان تا آخرين لحظه حضورم در اين دنيا دوستت خواهم داشت
و برايم عزيز تر خواهي بود
بهترين بهانه خود تو هستي
و بهترين ترانه
دنبال دليل دوست داشتنت نيستم که تو خود خود دليلي
س.ا.ر.ي.ه

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

در عشق تو كس پاي ندارد جز من                           در شوره كسي تخم نكارد جز من
با دشمن و با دوست بدت مي گويم                      تا هيچ كست دوست ندارد جز من


نيمه شبي خواهم رفت
از دنيايي كه مال من نيست
از زميني كه بيهوده مرا بدان بسته اند
و تو انگاه خواهي دانست خون سبز من!
خواهي دانست كه جاي چه چيز در وجود تو خاليست
وتو انگاه خواهي دانست پرنده ي كوچك قفس خالي و منتظر من!
خواهي دانست كه تنها مانده اي با روح خودت
و بي كسي ات را دردناكتر خواهي چشيد زير دندان غم ات
غمي كه من مي برم.........
غمي كه من مي كشم........
نيمه شبي خواهم رفت.........

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

به سراغ تو شبي مي ايم
            با دو صد بوسه ي ناب
                     با دو صد راز و نياز
به سراغ تو شبي مي ايم
             با دلي خسته ز درد
                    با غم و غصه زياد
              مثل شبنم كه نشيند سر گل
                         چون حبابي كه نشيند بر اب
    مثل بارون روي گلبرگ درخت
            همچو ديدار تو با من در خواب
به سراغ تو شبي مي ايم
         من به ديدار تو باز مي ايم
                با نسيمي پر از عطر بهار
          من به ديدار تو باز مي ايم
                       با دلي خسته ز درد
دور از اين رنگ و ريا
      مي دهم دل به دل قصه ي تو
   قصه ي غصه ي تنهايي تو
               خسته از دوري و تنهايي تو
                           به سراغ تو شبي مي ايم
مي ايم..............
م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

سلام  کجایی؟دلم بد هواتو کرده

الان ساعت ۱۲:۲۰ شبه منتظرت بودم سر قرار شبانه

اما نیومدی

اخه الان موقع سوپ درست کردنه؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم تنگ شد اومدم اپ بزارم

یادم اومد خودکارمو گم کردم

الان که نیستی خودمم گم کردم

اهای عزیزان

کسی خودکار منو ندیده؟

بد جنس نکنه کار تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب حالا خودکار هیچی کسی منو ندیده؟؟

یکی بگه من کجام

نه

بگه تو کجایی

دلم بد جور هواتو کرده...........

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب