تبليغاتX
ارغنون
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
باز هم براي تو مي نويسم
براي تو
دلت گرفت؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از صداي تو به اوج مي رسم
صدايم باش عزيزم
صدا
"صدا ,صدا,صدا,تنها صداست كه مي ماند"
پلكهايم با يادت بسته مي شود
و با ياد تو باز مي شود
دير زمانيست با ياد تو سر ميكنم
چه خوب زمانيست
زماني كه نگرانمي
نگرانم باش
گفته بودي بگويم به اندازه ي تمام
بي وفاييهاي دنيا دوستت دارم
من به اندازه ي تمام وفا داران دنيا و بي وفاداران ان
دوستت دارم
"وقتي كه من عاشق مي شم
عاشق تر از من ديگه نيست
تو جون سپردن واسه عشق
هيشكي سر از من ديگه نيست
دارو ندارمو مي خوام
به پاي عشقم ببازم
..."
 حالا , حرفي  هست؟؟؟؟؟؟؟
م.ر.ض.ي.ه


 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
شب است
باد مي وزد
ودر گوشم زمزمه كنان مي گويد
((دروغكي عاشق شدي..؟))
گريه مي كنم........
جيغ مي كشم.........نه.!!
خسته مي شوم........
به بركه نزديك مي شوم
((بركه ي مهربان مرا در خود جاي ده))
((باشد ولي ابتدا بگو
دروغكي عاشق شدي...؟))
گريه مي كنم.......
جيغ مي كشم.......نه.!!!
خسته ميشوم........
به اسمان خيره مي شوم
(( ستاره ام مرا در قلبت بپذير))
ستاره مي خنددو مي گويد:
((مي دانم.....باشد
ولي ايا واقعا"
دروغكي بود..؟))
ديگر گريه نمي كنم....
ديگر جيغ نمي كشم......
ديگر خسته نمي شوم........
پس ستاره هم ترديد دارد؟؟؟؟؟؟
باشد
مي ميرم........
م.ر.ض.ي.ه
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
دلم گرفته از اين روزها
دلم گرفته از اين روزها ،دلم تنگ است  ميان ماو رسيدن هزار فرسنگ است
مرا گشايش چندين دريچه کافي نيست  هزار عرصه براي پريدنم تنگ است
اسير خاکم و پرواز ، سرنوشتم بود  فرو پريدن و در خاک بودنم ننگ است
چگونه سر کند اينجا ترانه ي خود را  دلي که با تپش عشق او هماهنگ است
هزار چشمه ي فرياد در دلم جوشيد  چگونه راه بجويد که رو به رو سنگ است

 

 

 

اگه پسرا نبودن؟؟؟؟؟
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت ماژيک مي اورد؟ اگه پسرا نبودن کي آشغالا رو مي ذاشت دم در؟؟؟

 

 

بيچاره پسرا:
اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با کي قرار داري
اگه لباس معمولي بپوشن ميگن تو اصلا سليقه نداري
اگه زياد بگن دوست دارم ميگن چه نقشه اي تو سرته؟
اگه نگن دوست دارم ميگن پاي زن ديگه اي وسطه
اگه زياد بشون زنگ بزني ميگن اعتماد نداري؟
اگه يه مدت زنگ نزني ميگن مثل اينکه سرت خيلي شلوغه
اگه تو خونه زياد بخندن ميگن ديوونه شدي؟
اگه نخندن ميگن چه مرگته؟
اگه شام بخوان ميگن همش به فکر شکمشه
اگه شام نخوان ميگن معلوم نيست با کي شام کوفت کرده؟؟؟
ساريه
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
از دست تو نيست دل من از گريه پره
مث تو طاقت نداره بي تو هر دم مي باره
اين اشكاي من طاقت موندن ندارن
نباشي بي تو ميميرن و ميريزن
واسه تو هر دم مي بارن
تو تموم دنيامي تو تموم حرفامي
تو تموم لحظه ي........"
برايت مي نويسم از پشت چشماني خيس از اشك
براي تو كه بداني
هستم
خواهم ماند
چون تو مي خواهي

هستم

 


"افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم
 کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند
لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم "
تو بگو اينطور نيست
و نخواهد بود
بگو............
چه زيبا صدايم ميكني
و چه زيبا برايت دنيايي ساختم

 

از تو شاكيم
اري از تو عشق من
مگر وفاي يك ادم را
چند بار بايد ازمود؟؟؟
ميخواهم از تو بنويسم
اما نه
بغضم مي شكند
و در تنهاييم كسي مثل تو نيست
كه مرا ارام كند...............
چه حرفهايي كه دارم و نمي توانم بگويم
من براي شنيدن لالايي هاي شبانه ات مشتاقم
"من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلي
چيزي  نمي دانم از اين
ديوانگي و عاقلي"

م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
دلم برايت تنگ شده

 

"كنار مشتي خاك در دور دست خودم تنها نشسته ام"
براي گفتن حرفهايم صدها برگ كم است
براي نوشتنش فرصتي نيست
كسي هم نمي خواهد بخواند
پس براي چه بنويسم؟براي كه؟
ستاره ام گمشده
كسي او را نديد؟
اهاي ستاره ي زندگيم
از من برنج اري برنج
من نمي خواستم شاهد زجر كشيدنت باشم
مي دانستم
مي دانستم
مي خواستي مرا خسته كني
اما من نمي خواستم خسته شوم
پس خودم پا پيش گذاشتم
روزگارم به تلخي مي گذرد
هميشه بايد شاد باشم
و فكر كنم ديگران از چه چيز شاد مي شوند
اما كسي نگفت دخترك خسته
از چه چيز شاد ميشوي
من نگفتم روزم را شيرين كن"
خواستم فرهاد باشي؟
كاش شكر زندگيت بودم لا اقل
خسرو ام بودي"كاش
مي رسد روزي كه فراموشت مي شوم ,اه ميرسد
ومن
من........
چه بگويم
كاش لحظه ها مي گذشتند و مرا در خود
حل مي كردند
اري اينست
اينست انساني كه در برابرت ايستاد
اينسان ضعيف
در دنياي خيالت چه بودم؟
حق با توست
تا كجا ادامه خواهيم داد اين زندگي زجر اور را؟
مي بيني از ان انسان قوي و با اراده
چه مانده است؟
من ارزوي گمشده يمان را به باد سپردم
"به افتاب الوده ام كن"
ميان من وتو هزاران سال نوري فاصله نيست
چند كيلومتر است
اما........
بگذريم
بايد تن داد به سرنوشت
اين را اموخته ام
"عشق يعني خويشتن داري نه انجام وظيفه در راه عشق ايثار بايد"
م.ر.ض.ي.ه


 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
تو اين دوره و زمونه اتفاقهاي زيادي ميوفته
دست كم واسه من كه اين جوره
خيلي وقته يه بغضه گنده ته گلومه
دنيايه بديه
يكي ميره يكي مياد
يكي مي خواد با حرفاي چرتش منو بخندونه
يكي ديگه هم تا منو اد نكرده مي پرسه بي اف داري؟
اما اين ميون يكي نيست بپرسه اخه دختر احمق!چي مي خواي؟
چي دوست داري؟
واسه چي شبا خواب به چشات نمياد؟
واسه چي شبا تا ساعت 2 بيدار ميموني؟چت ميكني
بد تازه بدش دوباره مي ري تو ارشيو مغزتو هي نگاش ميكني؟
كسي نيست بپرسه واسه چي مي نويسي
بد واسه اينكه كسي نخونه و بهت نخنده پارش مي كني
داشتم پيداش مي كردم همون كسي كه وقتي مي گفتم سلام
ميفهميد چمه؟ ناراحتم,دلم گرفته ايا؟
دست كم اگه نمي فهميدم مي پرسيد
به فكرم بود
حتي اگه دروغم مي گفت كه نمي گفت
دروغشم واسم قشنگ بود
اما ديشب يهو شد مثه همون ستارهه
همون كه از دستش دادم
همون كه ازم دور شد
يهو چش وا كردم ديدم دارم از دستش مي دم
يهو ديدم داره ازم خسته مي شه
از جواب ندادنهاش فهميدم
نمي دونم چرا همه از من خستن
همه ازم فراريم؟
اگه تو اين دنيا نمي شه با كسي بود
نمي شه به كسي اعتماد كرد
نميشه يكي رو دوست داشت
پس چرا زنده ايم
مگه نه اينكه معلم هاي بينش سر كلاسا
هي حنجره شونو پاره مي كنن
كه اصلا اصل خلقت ما ادما با عشق بوده
اونم چه عشقي
پس حالا چرا ما نمي تونيم دوست داشته باشيمو دوست داشته باشيم
نكنه ما ادم نيستيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حرفام شايد بي ربطه
اما اگه واقعا من اوني كه مي گمو از دست بدم......
بازم نميدونم
التماس دعا
م.ر.ض.ي.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
من با توام غريبه همواره اشنا
مي بيني ان نگاه به در پيله كرده را
اينبار هم گناه نگاه تو پاي من
بر من نگاه كن كه غم از دل شود رها
در اين زمان كه دور شدم از نگاه تو
اميد من به لطف كسي نيست جز خدا
از كوچه باغ عشق اگر ميكني گذر
يك دامن از شكوفه بياور براي ما
وقتي تو از دريچه بتابي بدون شك
خورشيد مي شوند تمام ستاره ها
مهتاب بي نشان غزلهاي روشنم
هرگز نمي شوي ز شبم لحظه اي جدا
هر چند باز قست من نيست ديدنت
با اين وجود باز صدا مي زنم تو را
حالا براي بردن سرنا به شهر عشق
وقتي نمانده است كمي زودتر بيا

م.ر.ض.ی.ه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
براي نوشتن اين پست خيلي فكر كردم كه چي بنويسم
اما هيچي به فكرم نرسيد
خيلي بده كه ادم به جايي برسه
كه ......
هيچي
اينم نميتونم بنويسم
دستام توان نوشتنو از دست دادن
خيلي خوب شد يه نويسنده اضافه شد
وگرنه
نميدونم!!!!!!
_:انكه چشمان تو را اينهمه زيبا ميكرد
كاش از روز ازل فكر دل ما ميكرد
يا نمي داد به تو اين همه زيبايي را
يا مرا در غم عشق تو شكيبا مي كرد
اينو واسه خودمم زمزمه  ميكنم
عجب دنياييه نه؟
دفترم و باز ميكنم نگاهي به نوشته هايي كه واسم گذاشتي
مي اندازم
"امشب دلم مي خواهد به كسي بگويم
دوستت دارم
تو نهراس و انكس باش......"
بقيشو نمي نويسم اخه خصوصيه
اسپيكرمو روشن ميكنم
_:برو يهjet Audioبگير ديگه!!
اهنگش قشنگه ها
مال بريتني.........
every time i try to fly.............
گريه ام ميگيره از اين همه بد شانسي
دو ساعته پاي كامپيوتر نشسته ام
صداش در اومده بد بخت
عجب پست مزخرفي شد...........
سعي ميكنم چند روز من مطلبي نزارم
ببخشيد
معذرت كه انقدر بد نوشتم
منم ادمم و بعضي وقتها حق دارم نارحت باشم
و نخواهم مطلب قشنگ تو وبلاگم بزارم
اينم دل نوشته ي من
به دل نوشته ي شما نمي رسه
م.ر.ض.ي.ه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست
دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
آنقدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند
بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند
با خودم گفتم که فردا ترک دنيا مي کنم
ساریه
 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نمي شه  اگه دستمو بگيري از غرورت کم نمي شه
ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري   پيش حرفاي دل من حرف عشقو کم مياري
لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من  کاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من
 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
کنار آشنايي تو آشيانه مي کنم
فضاي اشيانه را پر از ترانه مي کنم
کسي سوال مي کند به خاطر چه زنده اي
و من براي زندگي تو را بهانه مي کنم
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
سلااااااااااام

یه نویسنده  به وبلاگم اضافه شد

خب البته چند وقتی هست اسم ایشون وارد وبلاگم شده

اما خب ایشون افتخار ندادن دیگه

امیدوارم موفق باشن

اما هیچی مطلبای من نمیشه مگه نه؟

نگین نه چون ضایع میشم

مرضیه

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

غريب را حتما نبايدلابه لاي الفباي شهري غريب بيابي
 ويا جايي پشت لحظه هاي آشنا.
 همين که عزيزت
نگاهش را به ديگران تعارف کند
 کافي است
تا تو غريب شوي

نگذار غريب شوم

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
هنوز باور نمي كني؟

_:شايد ان شب تو نخنديدي
شايد صداي ما نبود كه  در كوچه پيچيد
شايد ان لحظه واقعيت نداشت
نه...من ديدم.......
من شنيدم........
من حس كردم........
و دليل اين همه " خود رابه كوچه علي چپ زدن" را
نمي فهمم
همانطور مبهوت نگاهش ميكنم
و مي دانم
پاسخي نيست
_:صداقتت را به كار بگير...بگو
هنوز نگاهش مي كردم كه گفت:
 هنوز باور نميكنم.........

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
ميشود بگويي كه مي خندي......
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
عشق نفرينيست
نفرين را به دل مي خريم
و تا مرگ آن را به همراه داريم
به دنبال كدامين ستاره از پيشم مي روي؟
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
 نمي دانم که دانست او دليل گريه هايم را؟
نمي دانم که حس کرد او حضورش در سکوتم را؟
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم
وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم.
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
مهربانم اينجا
آسمان از دل من تيره تر است
روزگارم ابريست
من اگر تنهايم
من اگر خسته ترين انسانم
ياد تو با من هست
نازنين
كاش اينبار به جاي خورشيد
تو افتابي شوي
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
در زير سايه روشن ماه پريده رنگ
در پرتو چو دود,غم انگيز و دل ربا
افتاده بود و زلف سياهش به دست باد
مواج و دلفريب
مي زد به روشنايي شب نقش تيرگي
مي رفت جويبار و صداي حزين اب
گويي حكايت غم ياران رفته داشت
وز عشق هاي خفته و اندوه مردگان
رنجي نهفته داشت
 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
نفرين به عشق و عاشقي..............
نفرين به بخت و سرنوشت................
به اون نگاه كه عشق تو........................
تو سرنوشت من نوشت..............................
نفرين به من نفرين به تو..................................
نفرين به عشق من وتو..............................
به ساده بودن منو................................
به اون دل سياه تو.........................
نفرين به عشق من وتو.............
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
يه شب خوب تو اسمون........يه ستاره بود چشمك زنون.......
خنديد و گفت كنارتم...........تا اخرش تا پاي جون..........
ستاره ي قشنگي بود..........اروم  و ناز و مهربون.........
ستاره شد عشق منو.........منم شدم عاشق اون...........
اما زياد طول نكشيد.........عشق منو ستاره جون...........
ابره اومد ستاره رو..........دزديد و برد نامهربون..........
حالا شبا به ياد اون............زل مي زنم به اسمون...........

 

ستاره قشنگي بود

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
تو كبوتر سفيدي هستي كه در استانه ي پرت شدن من از پرتگاه زندگي بر لب بام من نشست اينبار كه برايت مي نويسم نه شب است ونه روز فقط عاشقي است و فصل دلتنگي فصل دلتنگي پرنده هايي كه به جرم نداشتن بال مجبور شدند در پناه چند نارون بمانند تا برفهاي سپيد زمستان اب شوند ميدانم كه مي فهمي فقط تو مي داني و مي فهمي كه من چه ميگويم مي شود بگويي با چه زباني بگويم كه پروانه پريشان نگاهم هنوز زير دين شمع مهرباني هاي توست نميدانم كدامين واژه ميتواند كليد فتح تنهاييم باشد؟ اري من مجرم بوده و هستم ان هم به جرم دوست داشتن ومن مهاجرترين مرغي هستم كه رسيدن به تو ديوانه اش كرده گرچه شايد هرگز نيايي اما اين را بدان سالها براي امدنت انتظار را با تمامي وجودم لمس خواهم كرد هنوز هم شبهاي خوشيمان به يادم هست هنوز هم شبها تو را صدا ميزنم انگار شب هم خوب مرا شناخته شب هم تو را صدا ميزند شب هم يادش نرفته كه براي اولين بار كه در قلبم را زدي او و خدانظاره گر ما بودند شب ما يادش نرفته كه خواندم برايت نبسته ام به كس دل نبسته كس به من دل رها رها.......... تو چه زيبا به اشتباه من خنديدي و خنده ات در قاب چشمانم نقش بست عشقم صفاي اشك و اه را به تو هديه داد با توام خاموشي خوب نيست همصدايم باش
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
مژده بده مژده بده يار پسنديد مرا
سايه ي او گشتم و او برد به خورشيد مرا
جان دل و ديده منم گريه ي خنديده منم
يار پسنديده منم يار پسنديد مرا
كعبه منم قبله منم سوي من اريد نماز
كان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
زندگي خواب است يا كابوس؟ زندگي تنگ بلورين است يا دلتنگي و افسوس؟
زندگي شادي است يا ناشادي و غمها؟زندگي زشت است يا زيبا؟
زندگي تلخ است يا شيرين؟زندگي نور است يا تاريكي ديرين؟
زندگي تعبير يك خواب است زندگي تعبير ان خواب خوشي باشد كه مي بيني
زندگي كابوس هم دارد
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
خاك جان يافته است
تو چرا سنگ شدي؟
تو چرا اينهمه دلتنگ شدي؟
باز كن پنجره را
وبهار من را
باوركن
 
 
 |    نوشته شده توسط
 
 
 
وقتي باران امد و
دنيا  را مه برداشت
به اين فكر كن كه
كسي اينطرف ها شريك اندوه بي پايانت شده است
كسي مثل من
شايد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اشكهايت را نگه دار
و صبور باش
انگار خدا خواب تازه اي
براي مسافر خسته ي نجيب تو
ديده است
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
در تلاقي دو نگاه ايات عشق سروده شد
ودر ازدحام ضربان قلب و تپش مداوم در كوچه دلواپسي هاي شبانه
نقش بست
سكوت انرا مهر كرد تا جاودانه با قي بماند
اما لب سكوت را شكست و ناگهان
واژههايي در ميان امواج رها شدند
ديگر بار زنگها سكوت را در هم شكست و اينبار زنگها بود كه خبر از تپش قلب مي دادند
اما اگر تلاقي دو نگاه و در اميختن دو حس نباشد ايا اياتي كه سروده مي شود
ايات عشق است؟
واگر لب به سخن گشوده شود
مي توان  باور داشت انچه را كه ثبت است در دل؟
وتنها گذشت زمان است كه ميتواند بازگو كننده حقيقت محض باشد
منتظرباشيم.............
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
با من بي كس تنها شده يارا تو بمان
همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه بي من روزها را سر كني
مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من
خط هاي عاشقانه ام را مو به مو از بر كني
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
رفتنت اغاز ويرانيست حرفش را مزن
ابتداي يك پريشانيست حرفش را مزن
گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهايم بي تو بارانيست حرفش را نزن
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
آسمان همچو صفحه ي دل من
روشن از جلوهاي مهتاب است
امشب از خواب خوش گريزانم
كه خيال تو خوشتر از خواب است
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
مي سوختم و مرا نمي ديدي
امروز نگاه كن كه دودم من
تا من بودم نيامدي افسوس
و آنگه كه تو آمدي نبودم من
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
به خدا غنچه شادي بودم
دست عشق آمدواز شاخم چيد
شعله ي آه شدم,صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
گر سر ياري به ما داري بگو
ور نداري بازگو باري بگو
من كه گفتم نيست ياري جز توام
گر تو را جز من بود ياري بگو
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 
تقديم به شما
 
 
 |    نوشته شده توسط مرضیه و ساریه
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب